عقل و وحی و تجربه سه منبع مهم جهت دستیابی به راهکارهای مناسب جهت رشد روانشناختی و رشد معنوی و در نتیجه کسب سعادت اخروی و دنیوی است. مثلا در متون دینی حسادت مذموم شمرده شده است، اما چه روشهایی برای کاهش حسادت هست؟ عقل، وحی (روش نقلی) و تجربه هر کدام روشهایی را ارائه میکنند، همچنین افسردگی مانعی در جهت بندگی خداست، میتوانیم از راهکارهای این سه منبع استفاده کنیم. همچنین به نماز شب توصیه شده است، هر کدام از این منابع، راهکارهایی را توصیه کرده است.
انسان شناسی در اسلام و غرب مورد توجّه بوده است در قرون گذشته انسان شناسی در اسلام با نام معرفت النفس بوده است. انسان شناسی در غرب در دویست سال گذشته تحت عنوان علم روانشناسی رشد قابل توجّهی یافت اما علم روانشناسی در دویست سال گذشته در جهان اسلام دچار رکود نسبی بوده است و چندان مورد استقبال اندیشمندان قرار نگرفت. یکی از دلایل این رکود، پافشاری بر روش فلسفی و نقلی در انسانشناسی و غفلت از ظرفیتهای روش تجربی بوده است. همچنین دستاوردهای روانشناسی غرب در بستر فرهنگ و جهانّبینی مادی شکل گرفته بود و روح حاکم بر آثار ایشان مادی بود، در برخی موارد بخاطر تعارض علم و مسیحیّتی که کلیسا آن را ترویج میکرد، روح حاکم بر علم روانشناسی، ضد دین بود.
از آنجا که مبانی و هدف علم تجربی در غرب برخاسته از جهانبینی مادی بود، این مبانی و اهداف در نحوهی تحلیل شواهد و دادهها و چگونگی تدوین نظریّهها تأثیر گذاشت و در نتیجه روش تجربی را به جهانبینی مادی آمیخت، در نتیجه پذیرش روش تجربی در جهان اسلام را کند کرد.
در حالیکه روش تجربی میتواند ابزار مناسبی باشد اگر بطور مناسبی بکار گرفته شود. به عنوان مثال فرض کنید شما میخواهید در یک خوابگاه دانشجویی، نماز شب را رواج دهید. سه استاد در تربیت اخلاقی را دعوت میکنید و از آنها راهکار میخواهید، استاد اول بر حبّ الله تأکید میکند و اینکه بایستی نعمتهای خدا را برای دانشجویان تبیین کنیم، هنگامی که نعمتهای خدا را یاد کنند خداوند را دوست خواهند داشت و نمازشب میخوانند تا در دل شب با خدا مناجات کنند. استاد دوم بر توجّه به نعمتهای بهشتی و پاداش اخروی نماز شب تأکید میکند. او تأکید میکند که خداوند متعال که آدمی را آفریده است، بهترین روش برای انگیزش انسان را استفاده میکند، در بسیاری از آیات قرآن، نعمتها و پاداشهای بهشتی توصیف شده است[1]، اما در آیات معدودی و برای خواص، رضوان الله[2] و حب الله[3] اشاره شده است. استاد سوم بر پیامدهای دنیوی نماز شب تأکید میکند. او استدلال میکند که بسیاری از مردم صدقه میدهند و انگیزه آنها پیامدهای دنیوی آن است. هنگامی که فرد به مراتب بالاتر ایمان دست یافت، از یادآوری نعمتهای بهشتی و حب الله برای انگیزش خویش میتواند استفاده کند.
تمامی این بزرگواران برای ایدهشان، بر اساس قرآن و روایات و سیره تربیتی اساتید اخلاق، شواهدی ارائه میکنند و به اصطلاح فرضیه ایشان، تبیین نظری مناسبی دارد. اگرچه تمامی این راهکارها موثر است اما سوال این است که برای دانشجویان این دانشگاه و شهر خاص، کدامیک از این سه راهکار موثرتر است. بنابراین علاوه بر تبیین نظری به شواهد پژوهشی نیاز است. از این رو بایستی یک کارآزمایی بالینی را طراحی و اجرا کنیم. بدین منظور بایستی ابتدا به منظور رعایت اخلاق پژوهش، دانشجویان را به شرکت در پژوهش دعوت کنیم آنگاه فرض کنید 90 نفر ثبت نام کردند. ابتدا بایستی دانشجویان را به سه گروه سی نفری تقسیم کنیم و پرسشنامههای نمازشب که بدون نام است را توزیع کنیم که دانشجویان تکمیل کنند، سپس برای هر گروه یک بسته ده جلسهای برای ده هفته ارائه کنیم و بعد از ده هفته مجددا پرسشنامهها را توزیع کنیم تا دانشجویان تکمیل کنند. سپس تفاوت پس آزمون و پیش آزمون را در سه گروه مقایسه کنیم و با آزمون تحلیل کواریانس بررسی کنیم که کدام گروه علاقهشان به نماز شب بیشتر شده است و نماز شب بیشتر میخوانند، فرض کنید در این پژوهش گروهی که نعمتهای بهشتی تبیین میشد، رشد بیشتری داشتند. بایستی این پژوهش در گروههای دیگر دانشجویی تکرار شود، و اگر این یافته تکرار شود، میتوان این را به عنوان یک اصل تربیت اخلاقی در گروههای دانشجویی بکار برد که برای ترویج نماز شب، یادآوری پاداشهای بهشتی برای دانشجویان کارآمدتر است.
در روانشناسی و رواندرمانی اسلامی، روش عقلی و روش نقلی (وحی منقول) معتبر است و روش شناخت علمی منحصر به روش تجربی نیست. در معرفت شناسی اسلامی، روش شهودی و عرفانی نیز مطرح است اما در روانشناسی اسلامی به دلیل ضعف معرفت شناسی، و نیاز به مقدمات تهذیبی، با موانعی روبروست. مقدمهی تهذیبی یعنی فرد بایستی سالها در عبادت خدا و تهذیب نفس بکوشد تا به مرتبه شهود دستیابد و ضعف معرفت شناختی به این علت است که اعتبار معارف جدیدی که به وسیلهی شهود بدست میآید، قابل بررسی نیست. بله آن معارف شهودی که بوسیله آیات و روایات قبلا ارائه شده است، قابل قبول است، اما اطلاعات جدیدی ارائه نمیکند. در اطلاعات جدیدی که از طریق شهود بدست میآید، احتمال خطا هست و روشهای معتبر علمی برای اعتبارسنجی این معارف شهودی، تدوین نشده است در حالیکه احتمال خطا در روش فلسفی، با منطق، و در روش نقلی با علوم حدیث (بررسی سند و سیر تاریخی تدوین حدیث و دلالت حدیث و تشکیل خانواده حدیثی) و در علم تجربی، با تکرار آزمایش و تجربه قابل بررسی است.
شهودی که مطابق عقل و نقل باشد پذیرفته است، اما اگر آن معارف را در عقل و نقل داریم، که میتوانیم صحت شهود را با آنها بسنجیم، دیگر شهود برای ما معرفت جدیدی ایجاد نکرده است، و اگر معرفت جدیدی ایجاد کند، معیاری برای بررسی صدق آن نداریم، اشکالات دیگری که در روش شهودی وجود دارند عبارتند از: این معارف خیلی شفّاف نیست، قابلیّت تکرار پذیری برای دیگران را ندارد، در تفسیر آن گاهی خطا صورت میگیرد، یک واقعیّت برای دو عارف با جدول وجودی متفاوت، به دو شکل مشاهده میشود، مثلا مرگ را یک نفر نوشیدن یک لیوان شیر میبیند و دیگری مرگ را جشن عروسی میبیند.